‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

28$:روز انتخاب بهشت و جهنم

*:عادت ندارم مطلبی رو از جایی تو وبلاگم کپی کنم مگر اینکه اون مطلب ذهنم و تمام جودم رو قلقلک داده باشه!حتماً تا آخر بخونید...





روزي یک سياستمدار معروف، درست هنگامی که از محل كارش خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد. روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و يك فرشته از او استقبال کرد. فرشته گفت: «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»

سياستمدار گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»

فرشته گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»

سياستمدار گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»

فرشته گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»

و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.

در آسانسور که باز شد، سياستمدار با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد وشب لذت بخشی داشتند..

به سياستمدار آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، فرشته به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سياستمدار با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت، گرچه به خوبي روز اول نبود.

بعد از پایان روز دوم، فرشته به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟

سياستمدار گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»

بدون هیچ کلامی، فرشته او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سياستمدار بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سياستمدار با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»

شیطان با خنده جواب داد: "آن روز، روز انتخابات بود...

                                                                          امروز دیگر تو رای داده‌ای"

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

12$:ماهی که گذشت...



در ماهی که گذشت مسئولین نازنین انقدر شیرین کاری کردند و حرف های بامزه زدند که دقیقاً نمی‌دونم از کدوم باید شروع کنم، پس به قید قرعه چند تا از شیرین‌کاری‌های مسئولین محترم را جمع کردم تا دور هم باشیم همین جوری...
قبل از هر چیزی بگویم همه چیز سر جایش هست هنوز هم سایت ها فیلتر می‌شوند هنوز هم بسیجی‌های ساندیس خور ملت غیور می‌باشند و  ما اغتشاش‌گر هستیم...و  هنوز هم این کلمه مضاعف سوژه خنده مردم است و هنوز هم می‌گویند ما از آمریکا و اسرائیل پول می‌گریم و می‌نویسیم ولی نمی‌دانم این اسرائیل نامرد کی می‌خواهد این حقوق عقب مانده ما را بدهد!!خوب بگذریم


  • در ماهی که گذشت خانم شادی صدر خیلی سعی کرد جای خالی فاطی کماندو!(فاطی رجبی سابق)را پُر کند و  یک سوزن برداشت زد یه جای آقایان بعد هم شیلنگ آب را گرفت در خوابگاه ما مورچگان(آقایان سابق)و آخرش هم کلی خندید که ما دردمان گرفت! و از این درد نتیجه گرفت که ما مردها همه صندوق صدقاتی بیش نیستیم! ببخشید صندوقی بیش نیستیم!!!البته با هوشیاری مردم همیشه در صحنه جلوی این اتفاق گرفته شد و مقام اول در اختیار فاطی خانومه هنوز!
  • دکتر عباسی این مغز ناقص و تکامل نیافته سپاه چند وقتی غیب شده بود که بعداً معلوم شد مشغول شکستن تخمه و دیدن سریال جدیدش بوده به نام پیریزون بیریک!!!(فرار از زندون سابق!)که نتیجه گرفت که مثه همیشه ایران برنده می‌شه! و گفت کلاً سریال‌های اینا بده و همش می‌خوان بگن امام زمان دروغه و هنوز حرفش تموم نشده بود بهش خبر دادن اپیزود ۱۴ لاست دانلود شده و سریع رفت ببینه تا این پدر سگ‌ها اسلام رو تو خطر ننداختن!
  • ابطحی جان اول های ماه بود که باز هم اعتراف کرد و در اعتراف جدیدش پرده از فتنه ای جدید به نام گربه های ایرانی برداشت و گفت این فیلم ممنوعه را توسط حسن دیده حالا این حسن کیست و از کدام سرویس جاسوسی حمایت شده خدا می‌داند! البته در همین ماه بود که اسمشو نبر به خودنویس خبر داد که ابطحی و رفیق فابریکش عطریان فر را مجبور کردند که نامه‌ای بنویسد! که البته بعضی‌ها گفتند خودنویس می‌خواهد جا پای رجا نیوز بگذارد! ولی تکذیبیه فارس و رجا نیوز مشت محکمی بود بر دهان استکبار اصولاً وقتی فارس یه چی تکذیب میکنه بچه ۵ ساله هم میفهمه که اون اتفاق حتماً افتاده!...و این جانب حدس می‌زنم در ماه آینده عده ای همین جوری بزنن ماشین ابطحی رو خوار و مادر بکنند! و ابطحی بشود سو گلی رجانیوز! و هی بگه همون آقاهه که اعتراف کرده بود گفته بود مموتی خوبه موسوی بده ...بقیه را در ادامه بخوانید! وقتی هم میری تو ادامه باز میگه همون آقاهه که گفته ....!
  • مضاعف جان در یک حرکت احمقانه حکم اعدام ۵ کُرد را صادر کرد(خود لاریجونی گفت همش زیر سر مضاعف از خودم که نمی‌گم!) و رهبران فتنه را وارد بازی خطرناکی کرد! که البته رهبران سکوت را شکستند(البته با فشار مضاعف مردم) و کردها سکوت معنا داری کردند و فکر کنم آقای مضاعف هم یه سکته ناقصی این وسط‌ها کرد!
  • به علت ورود ۱۵ گشنه معروف به جی ۱۵ همه مملکت تعطیل شد ییهو تکذیب شد دوباره تعطیل شد و گفتند نه حرف ما نه حرف شما نیمه تعطیل بشه ...آخرش هم نفهمیدیم چی چی شد ولی اوضاع جوری بود که گفتیم همین روزهاست که برنده شدن احمدی نژاد را هم تکذیب کنند و بگویند مضاعف با حفظ سمت رییس جمهور ایران هم می‌شود! راستی من هر چی شمردم ترکیه و برزیل و ایران میشدن ۳ تا حالا ۱۵ تا چه صیغه‌ای باید از مکارم شیرازی پرسید که به این کارها وارده!
  • مکارم شیرازی را که دیگه نگو آنچنان این روزها شیرین زبانی می‌کند که آدم شک می‌کند نکند آقاجری بنده خدا حرف‌هایی که در مورد تقلید و  میمون زد.. دارد به حقیقت میپوندد! این ... بامزه این روزها همه چیز را به جز ریختن خون جوانان حرام کرد از رد کردن چراغ قرمز گرفته تا پول توریستی که اسلام را در خطر بیاندازد! تا دیش ماهوراه و  ال ام بی  و اینترنت! و همین روزهاست که بگوید همراه اول هم حرام است همه ایرانسل بخرید! البته رقیب اصلی ایشون یعنی علم الهدی هم رقابت تنگاتنگی با ایشون داره. حالا خدا میدونه کدوم بتونن بیشتر دل آقای مضاعف رو به دست بیارن با این شیرین کاری هاشون! البته یادی هم از صدوقی‌جان این جوان پر انرژی زنده کنیم که به همراه دو یار دیگر مثلث برمودا را تشکیل داده‌اند! اگر داروین زنده بود حتماً حلقه گمشده نظریه خود را بین این آقایان پیدا می‌کرد!
  • حجاب هم که دیگه گفتن نداره !بچه ۵ ساله هم می‌دونه ژاپنی ها از وقتی روسری هاشون رو محکم کردند تونستن در برابر زلزله ایمنی  رو رعایت بکنند!(این قسمت را آقایان بخوانند فقط!)ولی همه بحث حجاب یه طرف اون اعتراض‌های مدنی که به حجاب میشه یه طرف!(نیشتو ببند!)
  • و در آخر هم حلقه گمشده روابط خارجی ایران پیدا شد همانا این حلقه گمشده چیزی نبود جز کباب ایرانی لاکردار این کباب ایرانی آنقدر خوشمزه است که حتی خبر رسیده انجمن حمایت از حیوانات هم نتوسته دست رد بزنه! و آنها که هیچ وقت مموتی و رفقا رو بازی نمی‌دادند با دیدن یک سیخ کباب در دست مموتی و حرف های مموتی که میگفت منم بازی بدین! مموتی رو هم بازی دادند. و تحریم‌ها در نیویورک بین کباب ریحون خورده شد یک دوغ هم روش!! یا همین کشور دوست و همسایه ترکیه فکر کردید به خاطر چی ییهو لحظه آخر به ایران آمد پیک مخصوص مموتی یک تیکه کوچیک از کباب ایران را برد آنجا و گرفت جلوی دماغش آن هم مثه خری که بهش تی تاپ داده باشی تا ایران آمد! باور ندارید کباب ریحون ایران معجزه می‌کنه!؟؟؟ وقتی مموتی رفت نیویورک همه گفتن اه اه! مادر های سه کوهنورد گفتند اه اه! مادرها شیون و زاری که مموتی را راه ندهید! ولی وقتی آمدند و کباب ما را میل کردند هوش از سرشون پرید و گفتند I Love Iran البته یک روش جدید هم در روابط خارجی ایران رو نمایی شد که این بود که با هر کشوری که مشکل داری فقط صبر کن یک بخت برگشته از اون کشور پاش رو بذاره نزدیک‌های ایران! بگیرش کباب رو ببند به نافش! بعد هم هر چی میخوای بگو تا کشورش بهش بده از قاتل گرفته تا امتیاز!
  • منبع:خودمم تو خودنویس!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

4$:دیگه دیره دیگه دیره دل جای دیگه اسیره!


مهندس جان دستت درد نکنه گُل کاشتی فقط یکم دیر کاشتی الکی به خودت نگیر منظورم این 2 3 روز نیست بحث بحث 20 30 ساله!ای کاش 20 30 سال پیش میفهمیدی که از فردای انقلاب مُد شد که همینجوری برای رضای الله آدم بکشند!انگاری الله شیشه عمری دارد که با خون جوانان این سرزمین پر میشود!شما هم که نیشت رو باز کردی و فکر میکنی بین سبز ها تفرقه افتاده نیشت را ببند و شما ای سبز متعصب عزیز که اخم هایت رفت تو هم اخم هایت را باز کن که اگر همین انتقاد های تند از موسوی ها(طرفداران متعصب کروبی بخوانند کروبی ها!) نبود امروز کلمه جای بیانیه موسوی مثل پارلمان نیوز مینوشت: پنج تن از عوامل گروهكهای ضد انقلاب اعدام شدند.




اپیزود اول:شب انتخاباته 40 میلیون آدم فک مبارکشان به زمین چسبیده چه آنهایی که رای سبز دادند چه سیاه!هر دو طرف خوب میدانند که کمتر فرمول ریاضی هست که بتواند یک نمودار صعودی را ییهو سیخ به سمت جلو بدون ذره ای خطا هدایت کند!ریاضی دان ها جلسه گذاشته اند و امام گفت انتخابات ما انفجار معادلات بود!
اپیزود دوم:عده ای که هنوز فکشان پایین نیامده بود و جلوی ستاد موسوی و وزارت کشور بودند فک هاشان توسط گروهی مشنگ موسوم به لباس قشنگ پایین آمد تا دیگر جای هیچ گونه شکی در مورد درست بودن منحنی نباشد!شایعه بود که فقط از ما بهترون ها فکشان سر جاشون مونده چون آنها کاشف این معادله بودند!

اپیزود سوم:فحش خار و مادر بود که نصیب بعضی ها میشد حتی (موسوی ها/کروبی ها) که بازم خر شدیم !که ییهو بیانیه آمد که شنبه راهپیمایی سکوت میکنیم!از حق نگذریم این کار را (موسوی ها / کروبی ها) کردند و پایه جنبشی موسوم به جنبش سبز را کوبیدند بر خاک این کشور!واینجا بود که فک از ما بهترون ها هم بر زمین کوبیده شد و فهمیدندکه در معادلات خود یک مثبت و منفی را اشتباه کرده اند!و بعد یک هفته که همین جوری فکشان رو زمین بود ییهو یکی از آن بالا گفت گور بابای معادله من از اولش هم گفته بودم ما رو چه به ریاضیات!چوب و چماق رو بردارید تا بگم دو دو تا چند تا میشه!
اپیزود چهارم:مردم به خاک و خون کشیده شدند (موسوی ها /کروبی ها) از مردم عقب ماندند و تاریخ تکرار شد...اعدام شکنجه تجاوز و.....ولی این بار صداها خفه نشد و صدا ها بلند تر شد!و به گوش دنیا رسید!و بادبادکی به اسم هاشمی عضو حزب باد این وسط قاطی کرد از بس هی این وری و اون وری شد و سوالی ذهن خیلی ها  رو مشغول کرد باد از کدوم طرف میاد!؟ 
اپیزود آخر:انتظار ها بالا رفت روز اول میگفتند رای من کجاست امروز میگویند مسئولین اعدام های دهه 60 کجایند!؟و عده ای هم به نقش قبر خمینی رو آوردند!و عده ای هم به عدل علی شک کردند!میگویند ما عدل علی نمیخواهیم حکومت علوی نمیخواهیم!(حالا کدوم علی رو میگن خدا میدونه!...خ خ خ خ خ خ خ خ !)عده ای مثه خود من گفتند اصلاً ما را مثه مردم بیچاره آمریکای جهانخوار ستمگر کافر پدر سگ  زجر بدهید!و عده ای گفتند به قول یارو گفتنی آیا واقعاً مشکل رهبران جنبش ما اینه که زمان جوونیشون موهاشون رو چه جوری درست میکردند!!!!!؟؟؟؟و در آخر همین جوری محض خنده به خودم گفتم:رهرو آن نیست گهی تند(مثه من) و گهی خسته (مثه موسوی سایلنت!)رود. رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود...

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

1$:گور بابای هر چی ورود ممنوعه...

ها ها هیچی بیشتر از این حال نمیده که یکی بهت بگه فلان کار رو نکن تو هم صاف بری همون کار رو بکنی مخصوصاً اگه اون بی ناموسی که این حرف رو زده دزد رای و آزادی و آسایش همه چیتم باشه!خوب آهای الاغ که عر عر آزادی بیانت گوش همه رو کر کرده از حرست برمیداری بلاگر رو هم فییلتووور میکنی!بفرما(بیلاخ سابق!) فکر کردی با یه سری ساندیس خور مفت خور بستنی خور طرفی!نه جون دادا چی فکر کردی در مورد ما؟ها؟تا خبر دار شدم اینجا رو فیلتووروو کردی گفتم سریع بلاگم رو اینجا بزنم تا مشت محکمی باشه بر دهان بعضی ها تا بدانند که فلانی هیچ غلطی نمیتواند بکند!راستی گوگوولی جون (گوگل سابق!)تو هم کم از اینا نداریا!خوشت اومدی هی کرم بریزی ها!به اسم آزادی بیان برداشتی همه چی رو ما تحریم کردی که چی ؟برای تو الاق هم دارم!همین الان دارم همه برنامه هایی که برای مردم ایرووون تحریم کردی رو دانلود میکنم خوردی؟؟؟؟نه خوووردی؟منحرف چرا بد فکر میکنی منظورم رو دست بود!برادرا و خواهرا و مادر ها و پدر ها و همه همه لطفی کنید بدون وضو... ببخشیییید بدون فیلتور شکن وارد اینجا نشید که حسابی آب و روغن قاطی میکنما!به قول یارو گفتنی هر ایرونی یه ستاد هر ستاد ده تا فولتور شکن!